پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۱۹۹

بسا سخن که مرا بود وان نگفته بماند

ز من نخواست کس آنرا و آن نهفته بماند

سخن که گفته بود همچو در سفته بود

مرا رواست گر این در من نسفته بماند

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۰۱ - مطایبهآن بزرگانی که در خاک خراسان خفته‌اند
  2. شمارهٔ ۲۰۲ایمنی را و تندرستی را
  3. شمارهٔ ۲۰۳ - در التماس برات انعام گوید که خبر آن بدو رسید و برات نرسیده بودای خداوندی که بر درگاه جاهت بنده‌وار
  4. شمارهٔ ۲۰۴ - در عارضهٔ خاتون عصمةالدین رضیةالملوکگر خداوند عصمةالدین را
  5. شمارهٔ ۲۰۵ - در هجای بخیلی گفتهممسکی جست مر مرا در بلخ
  6. شمارهٔ ۲۰۶ - در تقصیر ملاقات یاران به یکدیگر گویدکهتر و مهتر و وضیع و شریف
  7. شمارهٔ ۲۰۷ - شراب خواهدسرورا از می سخاوت تو
  8. شمارهٔ ۲۰۸ - لغزیکی و پنج و سی وز بیست نیمی
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.