پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۲۰۰ - شکایت از دهر

جفای گنبد گردان به پایه‌ای برسید

کز آن فرازتر اندر ضمیر پایه نماند

خرد چو مورچه در تشت حیرتست ازآنک

مدبران را تدبیر تشت و خایه نماند

از آفتاب حوادث چنان بسوخت جهان

که کوه را به مثل دستگاه سایه نماند

کدام طفل تمنی کنون رسد به بلوغ

چو در سواد و بیاض زمانه دایه نماند

طمع ببر ز سرایی که نظم عیش درو

به هم سرایه توان داد و هم سرایه نماند

جهان وظایف روزی و امن باز گرفت

مجاهزان فلک را مگر که مایه نماند

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۰۲ایمنی را و تندرستی را
  2. شمارهٔ ۲۰۳ - در التماس برات انعام گوید که خبر آن بدو رسید و برات نرسیده بودای خداوندی که بر درگاه جاهت بنده‌وار
  3. شمارهٔ ۲۰۴ - در عارضهٔ خاتون عصمةالدین رضیةالملوکگر خداوند عصمةالدین را
  4. شمارهٔ ۲۰۵ - در هجای بخیلی گفتهممسکی جست مر مرا در بلخ
  5. شمارهٔ ۲۰۶ - در تقصیر ملاقات یاران به یکدیگر گویدکهتر و مهتر و وضیع و شریف
  6. شمارهٔ ۲۰۷ - شراب خواهدسرورا از می سخاوت تو
  7. شمارهٔ ۲۰۸ - لغزیکی و پنج و سی وز بیست نیمی
  8. شمارهٔ ۲۰۹ - در مدیحصاحبا دین و ملک بی‌تو مباد
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.