پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۱۹۸ - مدح قاضی حمیدالدین

با جلال تو ای حمیدالدین

رونق ماه و آفتاب نماند

طلعت فضل و چهرهٔ دانش

از ضمیر تو در نقاب نماند

بی‌تو ما را به حق نعمت تو

در دل و چشم صبر و خواب نماند

تا من از تو جدا شدم به خطا

در دلم فکرت صواب نماند

جامهٔ عیش را طراز برفت

خیمهٔ لهو را طناب نماند

شخص اقبال را حیات بشد

جام لذات را شراب نماند

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۰۰ - شکایت از دهرجفای گنبد گردان به پایه‌ای برسید
  2. شمارهٔ ۲۰۱ - مطایبهآن بزرگانی که در خاک خراسان خفته‌اند
  3. شمارهٔ ۲۰۲ایمنی را و تندرستی را
  4. شمارهٔ ۲۰۳ - در التماس برات انعام گوید که خبر آن بدو رسید و برات نرسیده بودای خداوندی که بر درگاه جاهت بنده‌وار
  5. شمارهٔ ۲۰۴ - در عارضهٔ خاتون عصمةالدین رضیةالملوکگر خداوند عصمةالدین را
  6. شمارهٔ ۲۰۵ - در هجای بخیلی گفتهممسکی جست مر مرا در بلخ
  7. شمارهٔ ۲۰۶ - در تقصیر ملاقات یاران به یکدیگر گویدکهتر و مهتر و وضیع و شریف
  8. شمارهٔ ۲۰۷ - شراب خواهدسرورا از می سخاوت تو
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.