پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۱۸۲ - در حکمت و موعظه

روز را رایگان ز دست مده

نیست امکان آنکه باز رسد

دست این روزهای کوتاهست

که بدان دولت دراز رسد

آنچ از آن چاره نیست آنرا باش

به سرت گرچه ترکتاز رسد

سایه بر قحبهٔ جهان مفکن

تا برت آفتاب ناز رسد

باری از راه خویشتن برخیز

چون که کارت به احتراز رسد

نفس با بند آرزو بر پای

دیر درعقل بی‌نیاز رسد

مهر و حقه است ماه و سپهر

که به شاگرد حقه‌باز رسد

مستعدان به کام خویش رسند

کارها چون به کارساز رسد

عمر بر ناگریز تفرقه کن

تا ازو قسم آز رسد

هر کرا درد ناگزیر گرفت

کی به غم خوردن مجاز رسد

یک غذا شو که مایه چندان نیست

که همه چیز را فراز رسد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۸۴شعر تر و خوبِ بنده گوید
  2. شمارهٔ ۱۸۵به خدایی که بی‌شناس مقیم
  3. شمارهٔ ۱۸۶غلام توام چون غلامت نباشد
  4. شمارهٔ ۱۸۷ - در حبس مجدالدین ابوالحسنمدت عالم به آخر می‌رسد بی‌هیچ شک
  5. شمارهٔ ۱۸۸دعاگو اسبکی دارد که هر روز
  6. شمارهٔ ۱۸۹خداوندا رهی را شاهدی هست
  7. شمارهٔ ۱۹۰ - در طلب احسانگفتم چو لطف بار خدایم قبول کرد
  8. شمارهٔ ۱۹۱ - در طلب کاغذ گویدای خداوندی که درمعراج قدر و منزلت
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.