پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۱۸۹

خداوندا رهی را شاهدی هست

که چرخ از عشق او پروین فروشد

مدام از شاخ زلف و باغ رخسار

به عاشق سنبل و نسرین فروشد

مرا گوید به مستی هرزه بفروش

که عاشق وقت مستی آن فروشد

به پیران سر نکو ناید که چاکر

برای لوت او سرگین فروشد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۹۱ - در طلب کاغذ گویدای خداوندی که درمعراج قدر و منزلت
  2. شمارهٔ ۱۹۲ - در علو همت خود گویدمن واین نفس که با قحبهٔ رعنای جهان
  3. شمارهٔ ۱۹۳ - قاضی حمیدالدین از انوری سوئال کنداوحدالدین که در سؤال و جواب
  4. شمارهٔ ۱۹۴ - انوری در جواب قاضی گویدافتخار جهان حمیدالدین
  5. شمارهٔ ۱۹۵ - سلطان سنجر انوری را به مجلس خود خوانده بود در شکر آن گفتهانوری را خدایگان جهان
  6. شمارهٔ ۱۹۶ - مدح شهاب‌الدین ابوالفتح کند و اجازهٔ دخول به مجلس او خواهدای آنکه لقب تاش ثاقب تو
  7. شمارهٔ ۱۹۷ - در تقاضای راتبهخداوندا تو می‌دانی که بنده
  8. شمارهٔ ۱۹۸ - مدح قاضی حمیدالدینبا جلال تو ای حمیدالدین
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.