پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۱۹۲ - در علو همت خود گوید

من واین نفس که با قحبهٔ رعنای جهان

چون خسان عشق نبازم نه به سهو و نه بعمد

قدرت دادن اگر نیست مرا باکی نیست

همت ناستدن هست و لله الحمد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۹۴ - انوری در جواب قاضی گویدافتخار جهان حمیدالدین
  2. شمارهٔ ۱۹۵ - سلطان سنجر انوری را به مجلس خود خوانده بود در شکر آن گفتهانوری را خدایگان جهان
  3. شمارهٔ ۱۹۶ - مدح شهاب‌الدین ابوالفتح کند و اجازهٔ دخول به مجلس او خواهدای آنکه لقب تاش ثاقب تو
  4. شمارهٔ ۱۹۷ - در تقاضای راتبهخداوندا تو می‌دانی که بنده
  5. شمارهٔ ۱۹۸ - مدح قاضی حمیدالدینبا جلال تو ای حمیدالدین
  6. شمارهٔ ۱۹۹بسا سخن که مرا بود وان نگفته بماند
  7. شمارهٔ ۲۰۰ - شکایت از دهرجفای گنبد گردان به پایه‌ای برسید
  8. شمارهٔ ۲۰۱ - مطایبهآن بزرگانی که در خاک خراسان خفته‌اند
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.