پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۱۹۴ - انوری در جواب قاضی گوید

افتخار جهان حمیدالدین

که خرد مدح تو همی خواند

دانکه از هیچ روی نتوان گفت

که نداند همی و نتواند

ماند یک چیز آنکه خود نکند

گرچه حالی تواند و داند

زانکه بر بی‌نیاز واجب نیست

کز پی نفع کس قضا راند

لم در افعال او نیاید از آن

که سبب در میانه بنشاند

غنی مطلق از غرض دورست

فعل او کی به فعل ما ماند

هیچ تدبیر نیست جز تسلیم

خویشتن بیش از این نرنجاند

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۹۶ - مدح شهاب‌الدین ابوالفتح کند و اجازهٔ دخول به مجلس او خواهدای آنکه لقب تاش ثاقب تو
  2. شمارهٔ ۱۹۷ - در تقاضای راتبهخداوندا تو می‌دانی که بنده
  3. شمارهٔ ۱۹۸ - مدح قاضی حمیدالدینبا جلال تو ای حمیدالدین
  4. شمارهٔ ۱۹۹بسا سخن که مرا بود وان نگفته بماند
  5. شمارهٔ ۲۰۰ - شکایت از دهرجفای گنبد گردان به پایه‌ای برسید
  6. شمارهٔ ۲۰۱ - مطایبهآن بزرگانی که در خاک خراسان خفته‌اند
  7. شمارهٔ ۲۰۲ایمنی را و تندرستی را
  8. شمارهٔ ۲۰۳ - در التماس برات انعام گوید که خبر آن بدو رسید و برات نرسیده بودای خداوندی که بر درگاه جاهت بنده‌وار
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.