پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۱۹۵ - سلطان سنجر انوری را به مجلس خود خوانده بود در شکر آن گفته

انوری را خدایگان جهان

پیش خود خواند و دست داد و نشاند

باده فرمود و شعر خواست ازو

واندر آن سحر کرد و در افشاند

چون به مستی برفت بار دگر

کس فرستاد و پیش تختش خواند

همه بگذار این نه بس که ملک

نام او بر زبان اعلی راند

بیش از این در زمانه دولت نیست

هیچ باقیش در زمانه نماند

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۹۷ - در تقاضای راتبهخداوندا تو می‌دانی که بنده
  2. شمارهٔ ۱۹۸ - مدح قاضی حمیدالدینبا جلال تو ای حمیدالدین
  3. شمارهٔ ۱۹۹بسا سخن که مرا بود وان نگفته بماند
  4. شمارهٔ ۲۰۰ - شکایت از دهرجفای گنبد گردان به پایه‌ای برسید
  5. شمارهٔ ۲۰۱ - مطایبهآن بزرگانی که در خاک خراسان خفته‌اند
  6. شمارهٔ ۲۰۲ایمنی را و تندرستی را
  7. شمارهٔ ۲۰۳ - در التماس برات انعام گوید که خبر آن بدو رسید و برات نرسیده بودای خداوندی که بر درگاه جاهت بنده‌وار
  8. شمارهٔ ۲۰۴ - در عارضهٔ خاتون عصمةالدین رضیةالملوکگر خداوند عصمةالدین را
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.