پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۱۹۱ - در طلب کاغذ گوید

ای خداوندی که درمعراج قدر و منزلت

تا به جایی همتت برشد که فکرت بر نشد

خاک‌پای تست آنکش کیمیا داند خرد

بر مسی هرگز فکندش آسمان کان زر نشد

نوک کلک تاست آن کش جوهری داند صدف

قطره‌ای هرگز بدو پیوست کو گوهر نشد

بر هوای دولتت مرغ خلافی کی گذشت

کز سموم انتقامت عاقبت بی‌پر نشد

در بهار خدمتت شاخ وفاقی کی شکفت

کز صبای اصطناعت جفت برگ و بر نشد

ماجرایی خرده‌وار اندر میان خواهم نهاد

باورم کن گرچه کس را از من این باور نشد

دسته‌ای ده کاغذم فرموده‌ای زان روزها

در تقاضا گرچه زان پس نوک کلکم تر نشد

خواستم تا قطعه‌ای پردازم امروز اندر آن

زین مطول‌تر ولیکن زین مطول‌تر نشد

زانکه چون اندیشه کردم از بباضش چاره نیست

حالی از بی‌کاغذی دستم به نظمش درنشد

لاغری ناید شگفت از بخت من آن بخت تست

کز دوام آرزو پهلوی او لاغر نشد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۹۳ - قاضی حمیدالدین از انوری سوئال کنداوحدالدین که در سؤال و جواب
  2. شمارهٔ ۱۹۴ - انوری در جواب قاضی گویدافتخار جهان حمیدالدین
  3. شمارهٔ ۱۹۵ - سلطان سنجر انوری را به مجلس خود خوانده بود در شکر آن گفتهانوری را خدایگان جهان
  4. شمارهٔ ۱۹۶ - مدح شهاب‌الدین ابوالفتح کند و اجازهٔ دخول به مجلس او خواهدای آنکه لقب تاش ثاقب تو
  5. شمارهٔ ۱۹۷ - در تقاضای راتبهخداوندا تو می‌دانی که بنده
  6. شمارهٔ ۱۹۸ - مدح قاضی حمیدالدینبا جلال تو ای حمیدالدین
  7. شمارهٔ ۱۹۹بسا سخن که مرا بود وان نگفته بماند
  8. شمارهٔ ۲۰۰ - شکایت از دهرجفای گنبد گردان به پایه‌ای برسید
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.