پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۱۸۷ - در حبس مجدالدین ابوالحسن

مدت عالم به آخر می‌رسد بی‌هیچ شک

طالع عالم نمی‌بینی که چون منحوس شد

احتباس روزی خلق آسمان آغاز کرد

آدمی‌زاد از بقا یکبارگی مایوس شد

خلق رابی‌وجه روزی عمر خواهد بود نه

وجه روزی از کجا چون بوالحسن محبوس شد

ای جهان را بوده بنیاد از طریق مکرمت

چون تو مستاصل شدی یکبارگی مدروس شد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۸۹خداوندا رهی را شاهدی هست
  2. شمارهٔ ۱۹۰ - در طلب احسانگفتم چو لطف بار خدایم قبول کرد
  3. شمارهٔ ۱۹۱ - در طلب کاغذ گویدای خداوندی که درمعراج قدر و منزلت
  4. شمارهٔ ۱۹۲ - در علو همت خود گویدمن واین نفس که با قحبهٔ رعنای جهان
  5. شمارهٔ ۱۹۳ - قاضی حمیدالدین از انوری سوئال کنداوحدالدین که در سؤال و جواب
  6. شمارهٔ ۱۹۴ - انوری در جواب قاضی گویدافتخار جهان حمیدالدین
  7. شمارهٔ ۱۹۵ - سلطان سنجر انوری را به مجلس خود خوانده بود در شکر آن گفتهانوری را خدایگان جهان
  8. شمارهٔ ۱۹۶ - مدح شهاب‌الدین ابوالفتح کند و اجازهٔ دخول به مجلس او خواهدای آنکه لقب تاش ثاقب تو
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.