پرش به محتوای اصلی
انوری

انوری

مقطعات

۴۹۱ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ - در اشتیاق به خدایی که از صنایع او
  2. شمارهٔ ۱۲۲ - مدح زین‌الدین عبدالله را گوید و حضور میزبان را خواهد ای بزرگی کز آب و خاک چو تو
  3. شمارهٔ ۱۲۳ - فی‌الحکمة والنصیحة در حدود ری یکی دیوانه بود
  4. شمارهٔ ۱۲۴ - در مذمت کسی سراجی ای ز مقیمان حضرت ترمد
  5. شمارهٔ ۱۲۵ - در مدح مکرم مفصل سدیدالدین سپهر سروری
  6. شمارهٔ ۱۲۶ نیز مدح و غزل نخواهم گفت
  7. شمارهٔ ۱۲۷ - در شکر من به الماس طبع تا بزیم
  8. شمارهٔ ۱۲۸ - در عذر مستی خسروا گوهر ثنای ترا
  9. شمارهٔ ۱۲۹ - مطایبه در عذر مستی گفتی اجل شهاب موئید که آن فلان
  10. شمارهٔ ۱۳۰ - ایضاله ای ز جانم عزیزتر خاکی
  11. شمارهٔ ۱۳۱ - صفی‌الدین موفق هیزمی به انوری وعده کرد و حکیم غلام خود را به طلب آن فرستاد چون به وعده وفا نکرد این قطعه در هجو او گفت صفی‌الدین موفق را چو بینی
  12. شمارهٔ ۱۳۲ - در هجو خواجه صلاح نامی گفتم آن تو نیست خواجه صلاح
  13. شمارهٔ ۱۳۳ - در قناعت و شکایت از روزگار خسروا روزی ز عمرم گر سپهر افزون کند
  14. شمارهٔ ۱۳۴ ای خواجه، رسیده است بلندیت به جایی
  15. شمارهٔ ۱۳۵ - در مدح قاضی حمیدالدین ای به تو مخصوص اعجاز سخن
  16. شمارهٔ ۱۳۶ - در مدح صاحب ناصرالدین طاهر صاحبا رای رفیعت که به معیار خرد
  17. شمارهٔ ۱۳۷ هزار مدح شکر طعم وصف تو گفتم
  18. شمارهٔ ۱۳۸ - در شکایت اندرین عصر هرکه شعر برد
  19. شمارهٔ ۱۳۹ - از کسی یخ خواهد ای خداوندی که هر کز خدمتت گردن کشید
  20. شمارهٔ ۱۴۰ - صاحب ناصرالدین دارو خورده بود او را تهنیت گفته ای ملک پادشه شده ثابت‌قدم به تو
  21. شمارهٔ ۱۴۱ - مخدوم حکیم را در سرای خاص جای داد در شکر آن گوید ای مقر عز تو از خرمی دارالقرار
  22. شمارهٔ ۱۴۲ - در تهنیت دارو خوردن مجدالدین مجد دین ای جهان جود و کرم
  23. شمارهٔ ۱۴۳ - ایضا در تهنیت دارو خوردن مجدالدین ای زمان فرع زندگانی تو
  24. شمارهٔ ۱۴۴ - در مدح ملک نصرةالدین مبشر آمد و اخبار فتح ختلان داد
  25. شمارهٔ ۱۴۵ - در هجا آن خداوندی که سال و ماه را
  26. شمارهٔ ۱۴۶ - در ذم طمع مذلت از طمع خیزد همیشه
  27. شمارهٔ ۱۴۷ ای ریاحین ملک تازه به تو
  28. شمارهٔ ۱۴۸ - عمادالدین پیروزشاه وقتی به خانهٔ حکیم به عیادت آمده بود انوری در شکر آن گفته ای خداوندی که بنای جهان یعنی خدای
  29. شمارهٔ ۱۴۹ - در جواب مکتوب عمادالدین پیروزشاه مثال عالی دستور چون به بنده رسید
  30. شمارهٔ ۱۵۰ اگر بخت یاری دهد چون منی را
  31. شمارهٔ ۱۵۱ اگر عالم سراسر ظلم گیرد
  32. شمارهٔ ۱۵۲ - در عذر تو آن کریمی کز التفات خاطر تو
  33. شمارهٔ ۱۵۳ - در مفارقت دوستی به خدایی که از شب تیره
  34. شمارهٔ ۱۵۴ - در مذمت خزانه‌دار سلطان گفته و چون با هر گنجی ماریست تعبیر از خزانه‌دار به حیه کرده است ای شاه جهان حیهٔ صندوق خزانت
  35. شمارهٔ ۱۵۵ - در مدح ترکان خاتون طاعت پادشاه وقت به وقت
  36. شمارهٔ ۱۵۶ خدایگانرا از چشم زخم ملک چه باک
  37. شمارهٔ ۱۵۷ - شراب خواهد ای جهانی پر از مکارم تو
  38. شمارهٔ ۱۵۸ - در عذر تقصیر خدمت اگر در خدمتت تقصیر کردم
  39. شمارهٔ ۱۵۹ - در مدح نظام‌الملک بدرالدولة والدین خاصبک طوطی‌بن مسعود درخت دولت شاه عجم سر بر فلک دارد
  40. شمارهٔ ۱۶۰ - در شکایت دهر جور یکسر جهان چنان بگرفت
  41. شمارهٔ ۱۶۱ - سید مجدالدین بوطالب نعمه را گوید ای زتو بنهاده کلاه منی
  42. شمارهٔ ۱۶۲ - کتاب و کلاهی نزد بزرگی داشت در تقاضای آن گوید به کلاهی بزرگ کرد مرا
  43. شمارهٔ ۱۶۳ - خواجه شمس انوری را پوستینی وعده کرده و در فرستادن آن تاخیر نموده بود این قطعه در تهدید وی گفته شمس بی نور و خواجهٔ بی‌اصل
  44. شمارهٔ ۱۶۴ - در تجدید لقب موئیدالدین مودودشاه ای برادر نسل آدم را خدی از روی لطف
  45. شمارهٔ ۱۶۵ - در هجا میر طغرل بمرد و من گفتم
  46. شمارهٔ ۱۶۶ به خدایی که کوه و دریا را
  47. شمارهٔ ۱۶۷ - در وعظ شادمانی گزین و نیک خویی
  48. شمارهٔ ۱۶۸ - در حق سنقر خاص گوید تابش رای سایهٔ یزدان
  49. شمارهٔ ۱۶۹ به خدایی که آب حکمت او
  50. شمارهٔ ۱۷۰ به خدایی که درسپهر بلند
  51. شمارهٔ ۱۷۱ مرکب من که دادهٔ شه بود
  52. شمارهٔ ۱۷۲ - در مدح پیروز شاه آنکه او دست و دلت را سبب روزی کرد
  53. شمارهٔ ۱۷۳ - در نصیحت در جهان با مردمان دانی که چون باید گذاشت
  54. شمارهٔ ۱۷۴ - شبی در حال مستی از بامی درافتاد این قطعه را گفت گرچه شب سقطهٔ من هر که دید
  55. شمارهٔ ۱۷۵ - در هجو قلتبانی هم به خواهر هم بزن
  56. شمارهٔ ۱۷۶ - مطایبه جهان گر مضطرب شد گو همی شو
  57. شمارهٔ ۱۷۷ - در صفت کسب کمال ومذمت ابناء عصر هر که به ورزیدن کمال نهد روی
  58. شمارهٔ ۱۷۸ - در مدح ملک‌الشرق علاء الدین محمد امیر کوه امیرالجبال آنکه با جاه جودش
  59. شمارهٔ ۱۷۹ - درشکایت دهر کی بود کاین سپهر حادثه‌زای
  60. شمارهٔ ۱۸۰ به خدایی که وصف بی چونش

متن اشعار به نقل از گنجور.