پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۱۲۸ - در عذر مستی

خسروا گوهر ثنای ترا

جز به الماس عقل نتوان سفت

دی چو خورشید در حجاب غروب

روی از شرم رای تو بنهفت

بیتی از گفته باز می‌گفتم

رای عالی بر امتحان آشفت

گردی ار عقل داشت صحن دماغ

جان به جاروب هیبت تو برفت

نطقم اندر حجاب شرم بماند

خرم اندر خلاف عجز بخفت

حیرتم بر بدیهه خار نهاد

تا به باغ بدیهه گل نشکفت

عذر مستی مگیر و بی‌خردی

آشکارست این سخن نه نهفت

خود تو انصاف من بده چو منی

چون تویی را ثنا تواند گفت؟

عقل الحق از آن شریفترست

که شود با دماغ مستان جفت

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۳۰ - ایضالهای ز جانم عزیزتر خاکی
  2. شمارهٔ ۱۳۱ - صفی‌الدین موفق هیزمی به انوری وعده کرد و حکیم غلام خود را به طلب آن فرستاد چون به وعده وفا نکرد این قطعه در هجو او گفتصفی‌الدین موفق را چو بینی
  3. شمارهٔ ۱۳۲ - در هجو خواجه صلاح نامیگفتم آن تو نیست خواجه صلاح
  4. شمارهٔ ۱۳۳ - در قناعت و شکایت از روزگارخسروا روزی ز عمرم گر سپهر افزون کند
  5. شمارهٔ ۱۳۴ای خواجه، رسیده است بلندیت به جایی
  6. شمارهٔ ۱۳۵ - در مدح قاضی حمیدالدینای به تو مخصوص اعجاز سخن
  7. شمارهٔ ۱۳۶ - در مدح صاحب ناصرالدین طاهرصاحبا رای رفیعت که به معیار خرد
  8. شمارهٔ ۱۳۷هزار مدح شکر طعم وصف تو گفتم
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.