پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۱۴۱ - مخدوم حکیم را در سرای خاص جای داد در شکر آن گوید

ای مقر عز تو از خرمی دارالقرار

دایم از اقبال چون دارالقرار آباد باد

آن مکان کز تو فلک قدر و زمین بسطت شده است

در نهاد خود فلک سقف و زمین بنیاد باد

گفته‌ای از روی آزادی نزولی کن درو

جاودان جانت ز بند حادثات آزاد باد

وانکه گفتی طبع ما را شاد گردان گاهگاه

گاه و بی‌گاهت دل صافی و طبع شاد باد

پایهٔ شعر از عذوبت برده‌ای بر آسمان

آشمان را کمترین شاگرد تو استاد باد

باد شهرت را که دارد نسبت از باد بهشت

بر سر از تشویر طبعت خاک و در کف باد باد

کمترین بندگان از بندگان خاص تو

ای خداوندیت عام از بندگانت یاد باد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۴۳ - ایضا در تهنیت دارو خوردن مجدالدینای زمان فرع زندگانی تو
  2. شمارهٔ ۱۴۴ - در مدح ملک نصرةالدینمبشر آمد و اخبار فتح ختلان داد
  3. شمارهٔ ۱۴۵ - در هجاآن خداوندی که سال و ماه را
  4. شمارهٔ ۱۴۶ - در ذم طمعمذلت از طمع خیزد همیشه
  5. شمارهٔ ۱۴۷ای ریاحین ملک تازه به تو
  6. شمارهٔ ۱۴۸ - عمادالدین پیروزشاه وقتی به خانهٔ حکیم به عیادت آمده بود انوری در شکر آن گفتهای خداوندی که بنای جهان یعنی خدای
  7. شمارهٔ ۱۴۹ - در جواب مکتوب عمادالدین پیروزشاهمثال عالی دستور چون به بنده رسید
  8. شمارهٔ ۱۵۰اگر بخت یاری دهد چون منی را
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.