پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۱۴۳ - ایضا در تهنیت دارو خوردن مجدالدین

ای زمان فرع زندگانی تو

زندگانیت جاودانی باد

وی جهان شادمان به صحبت تو

همه عمرت به شادمانی باد

امر و نهی تو بر زمین و زمان

چون قضاهای آسمانی باد

بر در و بام حضرت عالیت

که بهشتش بنای ثانی باد

روز و شب خدمت قضا و قدر

پرده‌داری و پاسبانی باد

با فلک مرکب دوام ترا

هم رکابی و هم عنانی باد

خضر و اسکندری به دانش و داد

شربتت آب زندگانی باد

تو توانا و ناتوانی را

با مزاج تو ناتوانی باد

تا به پایان رسد زمانهٔ پیر

جاه و بخت ترا جوانی باد

هست فرمانت بر زمانه روان

دایمش همچنین روانی باد

ملک و اقبال و دولت و شرفت

این جهانی و آن جهانی باد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۴۵ - در هجاآن خداوندی که سال و ماه را
  2. شمارهٔ ۱۴۶ - در ذم طمعمذلت از طمع خیزد همیشه
  3. شمارهٔ ۱۴۷ای ریاحین ملک تازه به تو
  4. شمارهٔ ۱۴۸ - عمادالدین پیروزشاه وقتی به خانهٔ حکیم به عیادت آمده بود انوری در شکر آن گفتهای خداوندی که بنای جهان یعنی خدای
  5. شمارهٔ ۱۴۹ - در جواب مکتوب عمادالدین پیروزشاهمثال عالی دستور چون به بنده رسید
  6. شمارهٔ ۱۵۰اگر بخت یاری دهد چون منی را
  7. شمارهٔ ۱۵۱اگر عالم سراسر ظلم گیرد
  8. شمارهٔ ۱۵۲ - در عذرتو آن کریمی کز التفات خاطر تو
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.