پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۱۴۵ - در هجا

آن خداوندی که سال و ماه را

تکیه بر اجزای روز و شب نهاد

مر موالید جهان را سیزده

اصل و فرع و منشاء و مطلب نهاد

چار سفلی را از آن ام نام کرد

نام آن نه علویان را آب نهاد

هرچه از عالم بخیلی جمع کرد

یک مکان‌شان مطعم و مشرب نهاد

آن بخیل آباد ممسک خانه را

روز فطرت نام او نخشب نهاد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۴۷ای ریاحین ملک تازه به تو
  2. شمارهٔ ۱۴۸ - عمادالدین پیروزشاه وقتی به خانهٔ حکیم به عیادت آمده بود انوری در شکر آن گفتهای خداوندی که بنای جهان یعنی خدای
  3. شمارهٔ ۱۴۹ - در جواب مکتوب عمادالدین پیروزشاهمثال عالی دستور چون به بنده رسید
  4. شمارهٔ ۱۵۰اگر بخت یاری دهد چون منی را
  5. شمارهٔ ۱۵۱اگر عالم سراسر ظلم گیرد
  6. شمارهٔ ۱۵۲ - در عذرتو آن کریمی کز التفات خاطر تو
  7. شمارهٔ ۱۵۳ - در مفارقت دوستیبه خدایی که از شب تیره
  8. شمارهٔ ۱۵۴ - در مذمت خزانه‌دار سلطان گفته و چون با هر گنجی ماریست تعبیر از خزانه‌دار به حیه کرده استای شاه جهان حیهٔ صندوق خزانت
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.