پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۱۵۳ - در مفارقت دوستی

به خدایی که از شب تیره

روز روشن همی پدید آرد

بی‌قلم بر بساط آینه فام

صورت آفتاب بنگارد

کز غمت انوری ز آتش دل

آب حسرت ز دیده می‌بارد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۵۵ - در مدح ترکان خاتونطاعت پادشاه وقت به وقت
  2. شمارهٔ ۱۵۶خدایگانرا از چشم زخم ملک چه باک
  3. شمارهٔ ۱۵۷ - شراب خواهدای جهانی پر از مکارم تو
  4. شمارهٔ ۱۵۸ - در عذر تقصیر خدمتاگر در خدمتت تقصیر کردم
  5. شمارهٔ ۱۵۹ - در مدح نظام‌الملک بدرالدولة والدین خاصبک طوطی‌بن مسعوددرخت دولت شاه عجم سر بر فلک دارد
  6. شمارهٔ ۱۶۰ - در شکایت دهرجور یکسر جهان چنان بگرفت
  7. شمارهٔ ۱۶۱ - سید مجدالدین بوطالب نعمه را گویدای زتو بنهاده کلاه منی
  8. شمارهٔ ۱۶۲ - کتاب و کلاهی نزد بزرگی داشت در تقاضای آن گویدبه کلاهی بزرگ کرد مرا
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.