پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۱۵۵ - در مدح ترکان خاتون

طاعت پادشاه وقت به وقت

هرکه در بندگی بجای آرد

رحمت سایهٔ خدای برو

سایهٔ رحمت خدای آرد

خاصه آن پادشا که چترش را

بخت با سایهٔ همای آرد

ستراعلی جلال دولت و دین

که اگر سوی سد ره رای آرد

جبرئیل از پی رکاب رویش

نوبتی بر در سرای آرد

آنکه در حل مشکلات امور

کلک او صد گره‌گشای آرد

کاه با اصطناع انصافش

خدمتیهای کهربای آرد

روز حکمش قضای ملزم را

هر زمان زیر دست رای آرد

رشک دستش سحاب نیسان را

گریهای به های های آرد

آنکه چون عصمتش تتق بندد

دور بینندگی به پای آرد

مردم دیده را ز خاصیتش

آسمان از رمد قبای آرد

باد را سوی حضرتش تقدیر

بسته دست و شکسته پای آرد

نفس نامی ز حرص مدحت او

برگ سوسن سخن‌سرای آرد

ای سلیمان عهد را بلقیس

کس به داود لحن نای آرد

بنده گرچه به دستبرد سخن

با همه روزگار پای آرد

طبع حسان مصطفایی کو

تا ثناهای غمزده‌ای آرد

زانکه مقبول مصطفی نشود

هرچه طیان ژاژخای آرد

از سلیمان و مور و پای ملخ

یاد کن هرچه این گدای آرد

تا بود زادهٔ بنات زمان

هرچه خاک نبات‌زای آرد

باد را جوز دی چو عدل بهار

رنگ‌فرسای مشکسای آرد

لالهٔ ناشکفته بی‌رزمی

رمحهای سنان‌گزای آرد

نرگس نوشکفته بی‌بزمی

جامهای جهان‌نمای آرد

جاهت اندر ترقیی بادا

که مددهای جانفزای آرد

خصمت اندر تراجعی بادا

که خللهای جانگزای آرد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۵۷ - شراب خواهدای جهانی پر از مکارم تو
  2. شمارهٔ ۱۵۸ - در عذر تقصیر خدمتاگر در خدمتت تقصیر کردم
  3. شمارهٔ ۱۵۹ - در مدح نظام‌الملک بدرالدولة والدین خاصبک طوطی‌بن مسعوددرخت دولت شاه عجم سر بر فلک دارد
  4. شمارهٔ ۱۶۰ - در شکایت دهرجور یکسر جهان چنان بگرفت
  5. شمارهٔ ۱۶۱ - سید مجدالدین بوطالب نعمه را گویدای زتو بنهاده کلاه منی
  6. شمارهٔ ۱۶۲ - کتاب و کلاهی نزد بزرگی داشت در تقاضای آن گویدبه کلاهی بزرگ کرد مرا
  7. شمارهٔ ۱۶۳ - خواجه شمس انوری را پوستینی وعده کرده و در فرستادن آن تاخیر نموده بود این قطعه در تهدید وی گفتهشمس بی نور و خواجهٔ بی‌اصل
  8. شمارهٔ ۱۶۴ - در تجدید لقب موئیدالدین مودودشاهای برادر نسل آدم را خدی از روی لطف
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.