پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۱۵۶

خدایگانرا از چشم زخم ملک چه باک

چو بخت آتش فتح و سپند می‌آرد

هنوز ماه ز تایید تو همی تابد

هنوز ابر ز انعام تو همی بارد

ز خشکسال حوادث چگونه خشک شود

نهال ملک که اقبال جاودان کارد

لگام حکم تو خواهد سر زمانه و بس

که کامش از قبل طاعت تو می‌خارد

اگرچه همت اعلام تو درین درجه است

که جود او به سؤالی جهان کم انگارد

ز بند حکم تو بیرون شدن به هیچ طریق

زمانه می‌نتواند جهان نمی‌یارد

نه دیر زود ببینی که بار دیگر ملک

زمام حکم به دستت چگونه بسپارد

ز روزگار مکن عذر کردهاش قبول

که وام عذر تو جز کردگار نگزارد

ترا خدای چو بر عالم از قضا نگماشت

بجای تو دگری واثقم که نگمارد

مباد روزی جز ملک تو جهان که جهان

به روز روشن از آن پس ستاره بشمارد

در این که هستی مردانه‌وار پای‌افشار

که بر سر تو فلک موی هم نیازارد

در فرج به همه حال زود بگشاید

چو مرد حادثه بر صبر پای بفشارد

ترا هنوز مقامات ملک باز پس است

خطاست آنکه همی حاسد تو پندارد

تو آفتاب ملوکی و سایهٔ یزدان

تویی که مثل تو خورشید سایه بنگارد

چو آفتاب فلک را غروب نیست هنوز

خدای سایهٔ خود را چنین بنگذارد

ز خواب بندهٔ خسرو معبران فالی

گرفته‌اند که غمهای ملک بگسارد

به خواب دید که در پیش تخت شعری خواند

وزان قصیده همین قطعه یاد می‌آرد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۵۸ - در عذر تقصیر خدمتاگر در خدمتت تقصیر کردم
  2. شمارهٔ ۱۵۹ - در مدح نظام‌الملک بدرالدولة والدین خاصبک طوطی‌بن مسعوددرخت دولت شاه عجم سر بر فلک دارد
  3. شمارهٔ ۱۶۰ - در شکایت دهرجور یکسر جهان چنان بگرفت
  4. شمارهٔ ۱۶۱ - سید مجدالدین بوطالب نعمه را گویدای زتو بنهاده کلاه منی
  5. شمارهٔ ۱۶۲ - کتاب و کلاهی نزد بزرگی داشت در تقاضای آن گویدبه کلاهی بزرگ کرد مرا
  6. شمارهٔ ۱۶۳ - خواجه شمس انوری را پوستینی وعده کرده و در فرستادن آن تاخیر نموده بود این قطعه در تهدید وی گفتهشمس بی نور و خواجهٔ بی‌اصل
  7. شمارهٔ ۱۶۴ - در تجدید لقب موئیدالدین مودودشاهای برادر نسل آدم را خدی از روی لطف
  8. شمارهٔ ۱۶۵ - در هجامیر طغرل بمرد و من گفتم
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.