پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۱۶۱ - سید مجدالدین بوطالب نعمه را گوید

ای زتو بنهاده کلاه منی

هر که نیاید کلهش از دو برد

نام تو اوراق سعادت نبشت

جاه تو الواح نحوست سترد

ازخلفات ذات دویم چون برفت

نام مبارک پدرت را سپرد

جز تو کرا در صف عرض جهان

عارض تقدیر جهانی شمرد

باد صبای کرمت چون بجست

آتش آز بنی‌آدم بمرد

قدر فلک باتو چه گر سخت باخت

نرد تقدم نتواتنست برد

رو که دراین عهد ز می تلخ‌تر

صاف تویی باقی خم جمله درد

در شکم خاک کسی نیست کو

پشت زمین چون تو به واجب سپرد

بار بزرگیت زمین کی کشد

کیک و عماری نه محالیست خرد

ای که ز تو آز شود پایمال

وی که ز تو حرص برد دستبرد

من که ره از حادثه گم کرده‌ام

پی سپری می‌شوم اکنون چو کرد

عزم بر آنست که عهدی رود

پای بر آن عهد بخواهم فشرد

خرقه بپوشم به همین قافیت

قافیت اول یعنی که برد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۶۳ - خواجه شمس انوری را پوستینی وعده کرده و در فرستادن آن تاخیر نموده بود این قطعه در تهدید وی گفتهشمس بی نور و خواجهٔ بی‌اصل
  2. شمارهٔ ۱۶۴ - در تجدید لقب موئیدالدین مودودشاهای برادر نسل آدم را خدی از روی لطف
  3. شمارهٔ ۱۶۵ - در هجامیر طغرل بمرد و من گفتم
  4. شمارهٔ ۱۶۶به خدایی که کوه و دریا را
  5. شمارهٔ ۱۶۷ - در وعظشادمانی گزین و نیک خویی
  6. شمارهٔ ۱۶۸ - در حق سنقر خاص گویدتابش رای سایهٔ یزدان
  7. شمارهٔ ۱۶۹به خدایی که آب حکمت او
  8. شمارهٔ ۱۷۰به خدایی که درسپهر بلند
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.