پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۱۶۲ - کتاب و کلاهی نزد بزرگی داشت در تقاضای آن گوید

به کلاهی بزرگ کرد مرا

آنکه گیتی به چشمشس آمد خرد

آنکه آب کلاهداری چرخ

آب دستار خواجگیش ببرد

هر که پیشش کمر به خدمت بست

بر کله گوشهٔ زمانه سپرد

... در زهرهٔ سپهر نمود

تا کلاهه بخورد و لب بسترد

پس چو از قلهٔ‌المبالاتش

پس از آن کس مرا به کس نشمرد

دست از صحبتم چنان بکشید

پای بر فرق من چنان بفشرد

که نه محرم شدم به شادی و غم

نه حریف آمدم به صافی و درد

گفتم آن را کله چگونم نهم

که کلاهی ببایدش زد و برد

خیز پیرا که راه ما غلط است

به سر راه باز گرد چو کرد

آن جوان بخت را بپرس و بگوی

که سفینه بده کلاه بمرد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۶۴ - در تجدید لقب موئیدالدین مودودشاهای برادر نسل آدم را خدی از روی لطف
  2. شمارهٔ ۱۶۵ - در هجامیر طغرل بمرد و من گفتم
  3. شمارهٔ ۱۶۶به خدایی که کوه و دریا را
  4. شمارهٔ ۱۶۷ - در وعظشادمانی گزین و نیک خویی
  5. شمارهٔ ۱۶۸ - در حق سنقر خاص گویدتابش رای سایهٔ یزدان
  6. شمارهٔ ۱۶۹به خدایی که آب حکمت او
  7. شمارهٔ ۱۷۰به خدایی که درسپهر بلند
  8. شمارهٔ ۱۷۱مرکب من که دادهٔ شه بود
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.