پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۱۷۱

مرکب من که دادهٔ شه بود

جان فدای مراکب شه کرد

بنده را با پیادگان سپاه

درچنین جایگاه همره کرد

اندر آمد ز بی جوی از پای

رویم از غم به گونهٔ که کرد

سالها گفت باز نتوانم

آنچه با من فلک درین مه کرد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۷۳ - در نصیحتدر جهان با مردمان دانی که چون باید گذاشت
  2. شمارهٔ ۱۷۴ - شبی در حال مستی از بامی درافتاد این قطعه را گفتگرچه شب سقطهٔ من هر که دید
  3. شمارهٔ ۱۷۵ - در هجوقلتبانی هم به خواهر هم بزن
  4. شمارهٔ ۱۷۶ - مطایبهجهان گر مضطرب شد گو همی شو
  5. شمارهٔ ۱۷۷ - در صفت کسب کمال ومذمت ابناء عصرهر که به ورزیدن کمال نهد روی
  6. شمارهٔ ۱۷۸ - در مدح ملک‌الشرق علاء الدین محمد امیر کوهامیرالجبال آنکه با جاه جودش
  7. شمارهٔ ۱۷۹ - درشکایت دهرکی بود کاین سپهر حادثه‌زای
  8. شمارهٔ ۱۸۰به خدایی که وصف بی چونش
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.