پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۱۷۹ - درشکایت دهر

کی بود کاین سپهر حادثه‌زای

جمله از یکدگر فرو ریزد؟

تا چو پرویزن است او که مدام

بر جهان آتش بلا بیزد

در جهان بوی عافیت نگذاشت

چند از این رنگ فتنه آمیزد؟

برنخیزد مگر به دست ستم

من ندانم کزین چه برخیزد

می‌نیارم گریخت گرنه نه من

دیو از این روزگار بگریزد

بِه بیوسی چو گربه چند کنم

زانکه چون سگ ز بد نپرهیزد

بالله از بس که این لئیم ظفر

با مقیمان خاک بستیزد

آنچنان شد که بر فلک به مثل

شیر با گاو اگر برآویزد

زانکه باشد که در مزاج فلک

چون پلنگان فسادی انگیزد

هر کجا در دل زمین موشی است

سرنگون سار بر فلک میزد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۸۱ - طبیبی را ذم کندمقبلی آنکه روز و شب ادبار
  2. شمارهٔ ۱۸۲ - در حکمت و موعظهروز را رایگان ز دست مده
  3. شمارهٔ ۱۸۳ - در هجاگر اندک صلتی بخشد امیرت
  4. شمارهٔ ۱۸۴شعر تر و خوبِ بنده گوید
  5. شمارهٔ ۱۸۵به خدایی که بی‌شناس مقیم
  6. شمارهٔ ۱۸۶غلام توام چون غلامت نباشد
  7. شمارهٔ ۱۸۷ - در حبس مجدالدین ابوالحسنمدت عالم به آخر می‌رسد بی‌هیچ شک
  8. شمارهٔ ۱۸۸دعاگو اسبکی دارد که هر روز
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.