پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۱۷۸ - در مدح ملک‌الشرق علاء الدین محمد امیر کوه

امیرالجبال آنکه با جاه جودش

نه گردون براند نه دریا ستیزد

چو دست گهر بار او نیست گردون

به پرویزن ابر گوهر چه بیزد

پلنگ خلافش نزد هیچ کس را

که درحال موش اجل برنمیزد

فلک ساغر ماه نو پیش دارد

که از جام همت جراعی بریزد

مگر سیم سیماب شد دستش آتش

هر آنجا که این آمد آن می‌گریزد

که از موج دریای دستش کم آمد

که گوید که از کوه دریا نخیزد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۸۰به خدایی که وصف بی چونش
  2. شمارهٔ ۱۸۱ - طبیبی را ذم کندمقبلی آنکه روز و شب ادبار
  3. شمارهٔ ۱۸۲ - در حکمت و موعظهروز را رایگان ز دست مده
  4. شمارهٔ ۱۸۳ - در هجاگر اندک صلتی بخشد امیرت
  5. شمارهٔ ۱۸۴شعر تر و خوبِ بنده گوید
  6. شمارهٔ ۱۸۵به خدایی که بی‌شناس مقیم
  7. شمارهٔ ۱۸۶غلام توام چون غلامت نباشد
  8. شمارهٔ ۱۸۷ - در حبس مجدالدین ابوالحسنمدت عالم به آخر می‌رسد بی‌هیچ شک
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.