پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۱۷۴ - شبی در حال مستی از بامی درافتاد این قطعه را گفت

گرچه شب سقطهٔ من هر که دید

پاره‌ای از روز قیامت شمرد

عاقبت عافیت‌آموز را

گنج بزرگست پس از رنج خرد

من چو نیم دستخوش آسمان

کی برم از گردش او دستبرد

نقش طبیعی سترد روزگار

نقش الهی نتواند سترد

پی نبری خاصه در این حادثه

تانشوی بر سر پی همچو کرد

واقعه از سر بشنو تا به پای

پای براین راه جه باید فشرد

سوی فلک می‌شدم الحق نه زانک

تا بشناسم سبب صاف و درد

منزلتت گفت شوی بنگری

تا کلهیت آید از این هفت برد

خاک چو از عزم من آگاه شد

روح برو از غم هجرم بمرد

حلم مرا باز برو دل بسوخت

راه نکو عهدی ویاری سپرد

از فلکم باز عنان باز تافت

بار دگر زی کرهٔ خاک برد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۷۶ - مطایبهجهان گر مضطرب شد گو همی شو
  2. شمارهٔ ۱۷۷ - در صفت کسب کمال ومذمت ابناء عصرهر که به ورزیدن کمال نهد روی
  3. شمارهٔ ۱۷۸ - در مدح ملک‌الشرق علاء الدین محمد امیر کوهامیرالجبال آنکه با جاه جودش
  4. شمارهٔ ۱۷۹ - درشکایت دهرکی بود کاین سپهر حادثه‌زای
  5. شمارهٔ ۱۸۰به خدایی که وصف بی چونش
  6. شمارهٔ ۱۸۱ - طبیبی را ذم کندمقبلی آنکه روز و شب ادبار
  7. شمارهٔ ۱۸۲ - در حکمت و موعظهروز را رایگان ز دست مده
  8. شمارهٔ ۱۸۳ - در هجاگر اندک صلتی بخشد امیرت
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.