پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۱۴۸ - عمادالدین پیروزشاه وقتی به خانهٔ حکیم به عیادت آمده بود انوری در شکر آن گفته

ای خداوندی که بنای جهان یعنی خدای

گوهر پاک ترا اصل نکوکاری نهاد

آستان ساحت جاه ترا چون برکشید

عقل کل هم پای بر خاکش بدشواری نهاد

فتنه را خواب ضروری دیده از گیتی بدوخت

چون قضا در دیدهٔ بخت تو بیداری نهاد

دی حیات تو نهادستی مرا در تن چنانک

بالله ار در خاک هرگز ابر آذاری نهاد

عذر آن اقدام چون خواهم که خاکش را سپهر

سرمهٔ چشم خداوندی و جباری نهاد

شاد باش ای مصطفی سیرت که خلق شاملت

بی‌تکلف بر تکبر داغ بیزاری نهاد

از شرف در عرض من عرقی نهادستی چنانک

مصطفی در نسل بوایوب انصاری نهاد

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۵۰اگر بخت یاری دهد چون منی را
  2. شمارهٔ ۱۵۱اگر عالم سراسر ظلم گیرد
  3. شمارهٔ ۱۵۲ - در عذرتو آن کریمی کز التفات خاطر تو
  4. شمارهٔ ۱۵۳ - در مفارقت دوستیبه خدایی که از شب تیره
  5. شمارهٔ ۱۵۴ - در مذمت خزانه‌دار سلطان گفته و چون با هر گنجی ماریست تعبیر از خزانه‌دار به حیه کرده استای شاه جهان حیهٔ صندوق خزانت
  6. شمارهٔ ۱۵۵ - در مدح ترکان خاتونطاعت پادشاه وقت به وقت
  7. شمارهٔ ۱۵۶خدایگانرا از چشم زخم ملک چه باک
  8. شمارهٔ ۱۵۷ - شراب خواهدای جهانی پر از مکارم تو
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.