پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۱۳۹ - از کسی یخ خواهد

ای خداوندی که هر کز خدمتت گردن کشید

از ره جنبش فلک در گردنش افکند فخ

هم نکو خواهانت را دایم به روی تو نشاط

هم بداندیشانت را دایم به ... من زنخ

ساحت آفاق را اکنون که فراش سپهر

از حزیران صدره گسترد و تموز و آب یخ

بر سپهر اول از تاثیر نور آفتاب

حدت خوی از عذار مه فرو شوید وسخ

میوها سر درکشند از شدت گرما به شاخ

ماهیان بیرون فتند از جوشش دریا به شخ

وحش را گردد زبان در کام چون پشت کشف

طیر را گردد نفس در حلق چون پای ملخ

در چنین گرما ز بختم هیچ سردی نی که نیست

جز یکی کان نسبتی دارد به من یعنی که یخ

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۴۱ - مخدوم حکیم را در سرای خاص جای داد در شکر آن گویدای مقر عز تو از خرمی دارالقرار
  2. شمارهٔ ۱۴۲ - در تهنیت دارو خوردن مجدالدینمجد دین ای جهان جود و کرم
  3. شمارهٔ ۱۴۳ - ایضا در تهنیت دارو خوردن مجدالدینای زمان فرع زندگانی تو
  4. شمارهٔ ۱۴۴ - در مدح ملک نصرةالدینمبشر آمد و اخبار فتح ختلان داد
  5. شمارهٔ ۱۴۵ - در هجاآن خداوندی که سال و ماه را
  6. شمارهٔ ۱۴۶ - در ذم طمعمذلت از طمع خیزد همیشه
  7. شمارهٔ ۱۴۷ای ریاحین ملک تازه به تو
  8. شمارهٔ ۱۴۸ - عمادالدین پیروزشاه وقتی به خانهٔ حکیم به عیادت آمده بود انوری در شکر آن گفتهای خداوندی که بنای جهان یعنی خدای
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.