پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۱۲۴ - در مذمت کسی

سراجی ای ز مقیمان حضرت ترمد

رسید نامهٔ تو همچو روضه‌ای ز بهشت

حدیث فخری منحول اندرو کرده

که دست و طبعش جز دوک آن حدیث نرشت

غرض چه یعنی دزدیست بی‌حیا آخر

من این ندانم کز ماده گاو ناید کشت

به کعبهٔ سخن اندر چه ذکر او رانی

که ذکر او نکند هیچ کافری به کنشت

گواهیش که گواهی خود در این محضر

ز ننگ او به همه شهر خود دو کس ننوشت

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۲۶نیز مدح و غزل نخواهم گفت
  2. شمارهٔ ۱۲۷ - در شکرمن به الماس طبع تا بزیم
  3. شمارهٔ ۱۲۸ - در عذر مستیخسروا گوهر ثنای ترا
  4. شمارهٔ ۱۲۹ - مطایبه در عذر مستیگفتی اجل شهاب موئید که آن فلان
  5. شمارهٔ ۱۳۰ - ایضالهای ز جانم عزیزتر خاکی
  6. شمارهٔ ۱۳۱ - صفی‌الدین موفق هیزمی به انوری وعده کرد و حکیم غلام خود را به طلب آن فرستاد چون به وعده وفا نکرد این قطعه در هجو او گفتصفی‌الدین موفق را چو بینی
  7. شمارهٔ ۱۳۲ - در هجو خواجه صلاح نامیگفتم آن تو نیست خواجه صلاح
  8. شمارهٔ ۱۳۳ - در قناعت و شکایت از روزگارخسروا روزی ز عمرم گر سپهر افزون کند
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.