پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۲۱۳ - در وصل سرای مجدالدین ابوالحسن

ای نمودار آفتاب بلند

گشته ایمن چو آسان ز گزند

صورت فتح و قبهٔ ظفری

این‌چنین دلگشای دشمن بند

ساحتت آب قندهار ببرد

صنعتت بیخ نوبهار بکند

سقف تو با سپهر همسایه

صحن تو با بهشت خویشاوند

آسمانی که نیستت همتا

یا بهشتی که نیستت مانند

از تو آباد باد و فرخ باد

آنکه بنیاد فرخ تو فکند

مجد دین بوالحسن هست عقیم

مادر عالم از چو او فرزند

آنکه دستش به دادن روزی

آمد اندر زمانه روزی مند

تا ز تاریخها شود معلوم

کز فلان چند شد ز بهمان چند

عدد سالهای عمرش باد

همچو تاریخ پانصد و چل و اند

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۱۵ - در تهنیت منصب گویداحکام دین چو از شرف‌الدین شرف گرفت
  2. شمارهٔ ۲۱۶ - در مدحای کریمی که رای همت تو
  3. شمارهٔ ۲۱۷ - درخواست روشنایی کندگنبد پیروزه گون بااختران سیم رنگ
  4. شمارهٔ ۲۱۸ - ممدوح برای حکیم خلعتی فرستاده در شکر آن گویدای خداوندی که از دریای دستت روزگار
  5. شمارهٔ ۲۱۹دوستی گفت صبر کن ایراک
  6. شمارهٔ ۲۲۰ - شکایت از فلک و مدح صاحببه خدایی که قدر قدرت او
  7. شمارهٔ ۲۲۱ - مخدوم به انوری جفتی موزه بخشید در شکر آن گویدای خداوندی که پیش لطف خاک پای تو
  8. شمارهٔ ۲۲۲ - در هجاترا هجا نکند انوری معاذالله
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.