پرش به محتوای اصلی
انوری انوری

مقطعات

شمارهٔ ۲۱۰

دوستی در سمر کتابی داشت

یک دو صفحه به پیش من برخواند

که فلان شخص در فلان تاریخ

به یکی بیت بدره‌ای بفشاند

وان دگر پادشه به یک نکته

عالمی را فراز تخت نشاند

گفتم ای دوست نرهاتست این

این سخن بر زبان نشاید راند

آخر این قوم عادیان بودند

که خود از نسلشان کسی بنماند

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۲۱۲بیخ دو غماز برانداختند
  2. شمارهٔ ۲۱۳ - در وصل سرای مجدالدین ابوالحسنای نمودار آفتاب بلند
  3. شمارهٔ ۲۱۴به خدایی که دست قدرت او
  4. شمارهٔ ۲۱۵ - در تهنیت منصب گویداحکام دین چو از شرف‌الدین شرف گرفت
  5. شمارهٔ ۲۱۶ - در مدحای کریمی که رای همت تو
  6. شمارهٔ ۲۱۷ - درخواست روشنایی کندگنبد پیروزه گون بااختران سیم رنگ
  7. شمارهٔ ۲۱۸ - ممدوح برای حکیم خلعتی فرستاده در شکر آن گویدای خداوندی که از دریای دستت روزگار
  8. شمارهٔ ۲۱۹دوستی گفت صبر کن ایراک
همه‌ی مقطعات ←

انوری درباره‌ی انوری

اوحدالدین محمد ابن محمد (یا ابن اسحاق) شاعر و دانشمند ایرانی قرن ششم هجری است. وی از بسیاری از معلومات متداول زمان خود از قبیل منطق، موسیقی، ریاضی و نجوم بهره داشت. ابتدا مداح سلطان سنجر بود و پس از مرگ او و استیلای ترکان غز بر خراسان به ستایش امرا و سفرای بلاد مختلف مشغول شد، ولی در اواخر عمر زهد پیشه کرد و از ملازمت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.