فهرست اشعار
- غزل شمارهٔ ۳۷۲۱ درشتی از فلک شیشه رنگ می بارد
- غزل شمارهٔ ۳۷۲۲ درین چمن سرسبز آن برهنه پا دارد
- غزل شمارهٔ ۳۷۲۳ کسی که با تو نشد آشنا که را دارد؟
- غزل شمارهٔ ۳۷۲۴ اگر چه قامت سرو اعتدال را دارد
- غزل شمارهٔ ۳۷۲۵ که می تواند ازان چشم چشم بردارد؟
- غزل شمارهٔ ۳۷۲۶ غریق عشق چه اندیشه از خطر دارد؟
- غزل شمارهٔ ۳۷۲۷ چه وسعت است که این بحر پرگهر دارد
- غزل شمارهٔ ۳۷۲۸ ز چهره تو بهشت آب و تاب بردارد
- غزل شمارهٔ ۳۷۲۹ تمام رس نبود باده ای که کف دارد
- غزل شمارهٔ ۳۷۳۰ هنوز نرگس او مستی ازل دارد
- غزل شمارهٔ ۳۷۳۱ ز نقشهای غریب آنچه جام جم دارد
- غزل شمارهٔ ۳۷۳۲ گلی که از عرق شرم دیده بان دارد
- غزل شمارهٔ ۳۷۳۳ کناره گرد خطرهای بیکران دارد
- غزل شمارهٔ ۳۷۳۴ دل رمیده ما شکوه از وطن دارد
- غزل شمارهٔ ۳۷۳۵ ز خود گسسته چه پروای آن و این دارد؟
- غزل شمارهٔ ۳۷۳۶ خوشم به باده گلگون که رنگ او دارد
- غزل شمارهٔ ۳۷۳۷ همین نه فاخته در سر هوای او دارد
- غزل شمارهٔ ۳۷۳۸ چه باده غنچه این باغ در سبو دارد؟
- غزل شمارهٔ ۳۷۳۹ گلی که بلبل ما برگ عیش ازو دارد
- غزل شمارهٔ ۳۷۴۰ کسی که دل به خیال تو در گرو دارد
- غزل شمارهٔ ۳۷۴۱ درین محیط چو غواص هرکه ته دارد
- غزل شمارهٔ ۳۷۴۲ شراب روز دل لاله را سیه دارد
- غزل شمارهٔ ۳۷۴۳ خوشا کسی که ز عالم کناره ای دارد
- غزل شمارهٔ ۳۷۴۴ شکفتگی ز می ناب تازگی دارد
- غزل شمارهٔ ۳۷۴۵ صراحیی که دم صبح قلقلی دارد
- غزل شمارهٔ ۳۷۴۶ به سینه هرکه تمنای نوگلی دارد
- غزل شمارهٔ ۳۷۴۷ خوش آن که از دو جهان گوشه غمی دارد
- غزل شمارهٔ ۳۷۴۸ چه باک حسن ز چشم پر آب می دارد؟
- غزل شمارهٔ ۳۷۴۹ چه باک دانه خال از گزند می دارد؟
- غزل شمارهٔ ۳۷۵۰ سیه دل از غم دنیا خطر نمی دارد
- غزل شمارهٔ ۳۷۵۱ فسرده دل نفس خونچکان نمی دارد
- غزل شمارهٔ ۳۷۵۲ درین بهار به گلزار رفتنی دارد
- غزل شمارهٔ ۳۷۵۳ ز بیم خار خورد در لباس دایم خون
- غزل شمارهٔ ۳۷۵۴ عذار نوخط دلدار دیدنی دارد
- غزل شمارهٔ ۳۷۵۵ قدم به چشم من خاکسار نگذارد
- غزل شمارهٔ ۳۷۵۶ به گرد تربت روشندلان دلیر مگرد
- غزل شمارهٔ ۳۷۵۷ چگونه جان ز تنم هجر سینه تاب برد؟
- غزل شمارهٔ ۳۷۵۸ بیاض گردن او دست من ز کار برد
- غزل شمارهٔ ۳۷۵۹ ز زیر تیغ تغافل شکیب من جان برد
- غزل شمارهٔ ۳۷۶۰ تو آن نه ای که ره از خود بدر توانی برد
- غزل شمارهٔ ۳۷۶۱ خوش آن که چون گل ازین باغ خنده رو گذرد
- غزل شمارهٔ ۳۷۶۲ فروغ روی تو چون از نقاب می گذرد
- غزل شمارهٔ ۳۷۶۳ مرا به زخم زبان روزگار میگذرد
- غزل شمارهٔ ۳۷۶۴ صباح مستی و شام خمار میگذرد
- غزل شمارهٔ ۳۷۶۵ ترا چه غم که شب ما دراز میگذرد؟
- غزل شمارهٔ ۳۷۶۶ ز خط صفا لب میگون یار پیدا کرد
- غزل شمارهٔ ۳۷۶۷ همین نه چشم مرا روشن آن دلارا کرد
- غزل شمارهٔ ۳۷۶۸ ز خط صفای دگر روی یار پیدا کرد
- غزل شمارهٔ ۳۷۶۹ قدح به حوصله ما چه می تواند کرد؟
- غزل شمارهٔ ۳۷۷۰ به اهل عشق نصیحت چه می تواند کرد؟
- غزل شمارهٔ ۳۷۷۱ حساب زخم دل ما که می تواند کرد؟
- غزل شمارهٔ ۳۷۷۲ سبکروی که ز سرپا نمی تواند کرد
- غزل شمارهٔ ۳۷۷۳ وصال با من خونین جگر چه خواهد کرد؟
- غزل شمارهٔ ۳۷۷۴ دمید صبح، هوای شراب باید کرد
- غزل شمارهٔ ۳۷۷۵ رسید موسم گل ترک کار باید کرد
- غزل شمارهٔ ۳۷۷۶ ز بس که سنگ ملامت فلک به کارم کرد
- غزل شمارهٔ ۳۷۷۷ ز خویشتن سفری اختیار خواهم کرد
- غزل شمارهٔ ۳۷۷۸ نمی توان ز کرم منع باده خواران کرد
- غزل شمارهٔ ۳۷۷۹ شکوفه مغز شعور مرا پریشان کرد
- غزل شمارهٔ ۳۷۸۰ نظر بر آن رخ چون آفتاب نتوان کرد
متن اشعار به نقل از گنجور.