پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۲۶

غریق عشق چه اندیشه از خطر دارد؟

ز سر گذشته چه پروای دردسر دارد؟

اثر مجو ز دعا تا دلت درست بود

که در شکستگی این بیضه بال و پر دارد

پسر تلاش یتیمی کند ز حسن غریب

صدف چه آبله ها در دل از گهر دارد

کسی ز قید جهان همچو سرو آزادست

که با هزار گره دست بر کمر دارد

به شیشه باده پر زور کار سنگ دارد

ز بیقراری من آسمان خطر دارد

چنان که از سگ خاموش راهرو ترسد

ز آرمیدگی نفس، دل حذر دارد

چو نیست قسمت صائب حدیث تلخی ازو

چه سود ازین که لبت تنگها شکر دارد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۲۸ز چهره تو بهشت آب و تاب بردارد
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۲۹تمام رس نبود باده ای که کف دارد
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۳۰هنوز نرگس او مستی ازل دارد
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۳۱ز نقشهای غریب آنچه جام جم دارد
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۳۲گلی که از عرق شرم دیده بان دارد
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۳۳کناره گرد خطرهای بیکران دارد
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۳۴دل رمیده ما شکوه از وطن دارد
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۳۵ز خود گسسته چه پروای آن و این دارد؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.