پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۳۱

ز نقشهای غریب آنچه جام جم دارد

دل شکسته ما بی زیاد و کم دارد

ز صدق و کذب سخن سنج را گزیری نیست

چو صبح تیغ جهانگیر ما دو دم دارد

کدام روز که صد بت نمی تراشد دل؟

خوشا حضور برهمن که یک صنم دارد

کسی که در گره افکنده است کار مرا

هزار ناخن تدبیر دست کم دارد

زبان دراز به خون غوطه می زند آخر

زبان تیغ ز جوهر همین رقم دارد

سبکسری که مدارش بود به پرگویی

همیشه سر به ته تیغ چون قلم دارد

کسی ز سعی به جایی نمی رسد صائب

وگرنه دل ز تردد چه پای کم دارد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۳۳کناره گرد خطرهای بیکران دارد
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۳۴دل رمیده ما شکوه از وطن دارد
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۳۵ز خود گسسته چه پروای آن و این دارد؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۳۶خوشم به باده گلگون که رنگ او دارد
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۳۷همین نه فاخته در سر هوای او دارد
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۳۸چه باده غنچه این باغ در سبو دارد؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۳۹گلی که بلبل ما برگ عیش ازو دارد
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۴۰کسی که دل به خیال تو در گرو دارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.