پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۳۶

خوشم به باده گلگون که رنگ او دارد

رگی ز تلخی آن یار تندخو دارد

سر بریده شبنم به آفتاب رسید

همان امید مرا گرم جستجو دارد

چگونه جلوه کند آفتاب یکرنگی؟

درین زمانه که آیینه پشت و رو دارد

همین نه گردن شیطان ز کبر دارد طوق

به هر که بنگری این طوق در گلو دارد

ز بوی یاسمن یأس مغز من تازه است

گل امید ندانسته ام چو بو دارد

ز لاله زار شهادت قدم برون مگذار

بغیر تیغ که آبی دگر به جو دارد؟

مجوی سر خط آزادی از فلک صائب

که خود ز کاهکشان طوق در گلو دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۳۸چه باده غنچه این باغ در سبو دارد؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۳۹گلی که بلبل ما برگ عیش ازو دارد
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۴۰کسی که دل به خیال تو در گرو دارد
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۴۱درین محیط چو غواص هرکه ته دارد
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۴۲شراب روز دل لاله را سیه دارد
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۴۳خوشا کسی که ز عالم کناره ای دارد
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۴۴شکفتگی ز می ناب تازگی دارد
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۴۵صراحیی که دم صبح قلقلی دارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.