پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۴۱

درین محیط چو غواص هرکه ته دارد

چو موج به که سر رشته را نگه دارد

شراب روز دل لاله را سیه دارد

چه حاجت است به شاهد سخن چو ته دارد؟

عنان سیل سبکرو به دست خودرایی است

پیادگی است که اندازه را نگه دارد

مشو مقید رهبر، قدم به راه گذار

که شش جهت به خرابات عشق ره دارد

ز دار و گیر خرد فارغند بی مغزان

ز سر گذشته چه پروای پادشه دارد؟

دلیل منزل آزادگان سبکباری است

به منزلی نرسد هرکه زاد ره دارد

برآورد ز گریبان رستگاری سر

کسی که مرتبه از خجلت گنه دارد

به بحر غور سخن گر فرو توانی رفت

بدانی این سخنان بلند ته دارد

اگر عبیر شود مغز من شگفت مدان

نسیم زلف دماغ مرا تبه دارد

چو آفتاب بکش جام آتشین بر سر

که از خمار، عذار تو رنگ مه دارد

اگر به غور معانی رسیده ای صائب

ازین غزل مگذر سرسری که ته دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۴۳خوشا کسی که ز عالم کناره ای دارد
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۴۴شکفتگی ز می ناب تازگی دارد
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۴۵صراحیی که دم صبح قلقلی دارد
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۴۶به سینه هرکه تمنای نوگلی دارد
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۴۷خوش آن که از دو جهان گوشه غمی دارد
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۴۸چه باک حسن ز چشم پر آب می دارد؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۴۹چه باک دانه خال از گزند می دارد؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۵۰سیه دل از غم دنیا خطر نمی دارد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.