پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۵۰

سیه دل از غم دنیا خطر نمی دارد

که خون مرده غم نیشتر نمی دارد

ز انقلاب جهان فارغند بی مغزان

کف از تلاطم دریا خطر نمی دارد

به قدر تلخی محنت بود حلاوت عیش

نیی که بند ندارد شکر نمی دارد

صفای سینه ز اهل نفاق چشم مدار

شب سیاه درونان سحر نمی دارد

یکی است در دل ما سوز داغ کهنه و نو

درین چمن رگ خامی ثمر نمی دارد

ز گل شکایت بلبل دلیل خامیهاست

که هرچه سوخته گردد شرر نمی دارد

بود عزیز نظرها کسی که چون نرگس

ز پشت پای ادب چشم بر نمی دارد

درین ریاض زمین گیر خواریم صائب

که مهر را کسی از خاک بر نمی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۵۲درین بهار به گلزار رفتنی دارد
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۵۳ز بیم خار خورد در لباس دایم خون
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۵۴عذار نوخط دلدار دیدنی دارد
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۵۵قدم به چشم من خاکسار نگذارد
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۵۶به گرد تربت روشندلان دلیر مگرد
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۵۷چگونه جان ز تنم هجر سینه تاب برد؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۵۸بیاض گردن او دست من ز کار برد
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۵۹ز زیر تیغ تغافل شکیب من جان برد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.