پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۵۷

چگونه جان ز تنم هجر سینه تاب برد؟

من آن نیم که مرا در فراق خواب برد

ز روی کاتب اعمال شرم کن، تا کی

به نامه عملت حرف خورد و خواب برد؟

زمان دولت تر دامنان سبکسیرست

کسی چه شکوه شبنم به آفتاب برد؟

من و جدایی ازان آستان، خدا نکند!

مگر ز بزم تو بیرون مرا شراب برد

بغیر آه نداریم سینه پردازی

غبار تفرقه جغد از دل خراب برد

فتاده است مرا کار با خودآرایی

کز آب آینه، از چشم، گرد خواب برد

کجاست قاصد از سرگذشته ای صائب؟

کز این غبار سجودی به آن جناب برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۵۹ز زیر تیغ تغافل شکیب من جان برد
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۶۰تو آن نه ای که ره از خود بدر توانی برد
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۶۱خوش آن که چون گل ازین باغ خنده رو گذرد
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۶۲فروغ روی تو چون از نقاب می گذرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۶۳مرا به زخم زبان روزگار می‌گذرد
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۶۴صباح مستی و شام خمار می‌گذرد
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۶۵ترا چه غم که شب ما دراز می‌گذرد؟
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۶۶ز خط صفا لب میگون یار پیدا کرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.