پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۶۴

صباح مستی و شام خمار می‌گذرد

خوشی و ناخوشی روزگار می‌گذرد

اگر ز شش جهت آیینه پیش رو دارم

ز هفت پرده چشمم غبار می‌گذرد

بیا که جوش گل بوسه است روی ترا

مرو که عمر چو باد بهار می‌گذرد

هر آنچه از پسر ناخلف رود به پدر

ز اهل عصر بر این روزگار می‌گذرد

همیشه روی تو یک پیرهن عرق دارد

که آب گوهر بر یک قرار می‌گذرد

به دامن افق آن صبح شوربختم من

که عمر خنده من در خمار می‌گذرد

به غیر خامه دریانژاد من صائب

که از سر گهر شاهوار می‌گذرد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۶۶ز خط صفا لب میگون یار پیدا کرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۶۷همین نه چشم مرا روشن آن دلارا کرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۶۸ز خط صفای دگر روی یار پیدا کرد
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۶۹قدح به حوصله ما چه می تواند کرد؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۷۰به اهل عشق نصیحت چه می تواند کرد؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۷۱حساب زخم دل ما که می تواند کرد؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۷۲سبکروی که ز سرپا نمی تواند کرد
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۷۳وصال با من خونین جگر چه خواهد کرد؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.