پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۶۷

همین نه چشم مرا روشن آن دلارا کرد

که ذره ذره خاک مرا سویدا کرد

امید هست کند رحم بر غریبی ما

همان که قطره ما را جدا ز دریا کرد

ز ذره ذره کشد ناز مهر عالمتاب

نظر کسی که به آن حسن عالم آرا کرد

چو نقش پای، زمین گیر بود دیده من

مرا بلند نظر آن بلند بالا کرد

کسی که راه به تنگ دهان جانان برد

در آفتاب قیامت ستاره پیدا کرد

نرفت زنگ غم از دل به باده، حیرانم

که در چه ساعت سنگین مرا به دل جا کرد

همان به دامن او ریخت ز انفعال سؤال

به ابر قطره چندی که بحر اعطا کرد

ز پیروان شریعت درین سرای سپنج

دو شش زد آن که به اثناعشر تولا کرد

نمی شود نکشند انتقام، عشق غیور

ز سرکشی مه مصر آنچه با زلیخا کرد

به آفتاب جهانتاب می رسد صائب

چو شبنم آن که دل خویش را مصفا کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۶۹قدح به حوصله ما چه می تواند کرد؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۷۰به اهل عشق نصیحت چه می تواند کرد؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۷۱حساب زخم دل ما که می تواند کرد؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۷۲سبکروی که ز سرپا نمی تواند کرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۷۳وصال با من خونین جگر چه خواهد کرد؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۷۴دمید صبح، هوای شراب باید کرد
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۷۵رسید موسم گل ترک کار باید کرد
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۷۶ز بس که سنگ ملامت فلک به کارم کرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.