پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۷۴

دمید صبح، هوای شراب باید کرد

سری برون ز گریبان خواب باید کرد

ز هر نسیم نگردد چو غنچه خندان دل

نفس ز سینه صبح انتخاب باید کرد

برای کسب هوا، گرچه یک نفس باشد

سری ز بحر برون چون حباب باید کرد

ز باده شفقی، رنگ ماهتابی را

جهان فروزتر از آفتاب باید کرد

چو گل گلاب شود ایمن از خزان گردد

به آه گرم دل خویش آب باید کرد

میان شبنم و گل نیست پرده ای در کار

چرا ز چشم تر ما حجاب باید کرد؟

به آه سرد شود هرچه صرف چون دم صبح

ز عمر خویش همان را حساب باید کرد

چو مو سفید شد استادگی گرانجانی است

سفر به روشنی ماهتاب باید کرد

چو نافه صائب اگر خون کنند در جگرت

به کیمیای رضا مشک ناب باید کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۷۶ز بس که سنگ ملامت فلک به کارم کرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۷۷ز خویشتن سفری اختیار خواهم کرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۷۸نمی توان ز کرم منع باده خواران کرد
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۷۹شکوفه مغز شعور مرا پریشان کرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۸۰نظر بر آن رخ چون آفتاب نتوان کرد
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۸۱علاج غم به می خوشگوار نتوان کرد
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۸۲تلاش بیخبری با شعور نتوان کرد
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۸۳تو را به یوسف مصر اشتباه نتوان کرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.