پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۸۳

تو را به یوسف مصر اشتباه نتوان کرد

قیاس آب روان را به چاه نتوان کرد

در آفتاب قیامت توان به جرأت دید

نظر دلیر در آن روی ماه نتوان کرد

به رشته گوهر شهوار می توان سفتن

به گریه در دل سخت تو راه نتوان کرد

میسر است چو از روی یار گل چیدن

ستم ز دیدن گل بر نگاه نتوان کرد

گشاده‌روی محال است تنگدل گردد

زمین میکده را خانقاه نتوان کرد

خموش باش که چون خامه پریشان گوی

به حرف و صوت دل خود سیاه نتوان کرد

ز بس که حسن غیور تو سرکش افتاده است

تو را نگاه به طرف کلاه نتوان کرد

چو مو سفید شود بر مدار سر ز سجود

نماز فوت درین صبحگاه نتوان کرد

توان کشید ز فولاد ریشه جوهر

ز دل به سعی برون حبّ جاه نتوان کرد

خوش است داغ که از لخت دل برآرد دود

همین چو لاله ورق را سیاه نتوان کرد

خدا به لطف کند چاره دل صائب

که مبتلاست به دردی که آه نتوان کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۸۵اگر وطن به مقام رضا توانی کرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۸۶اگر نشسته سفر چون نظر توانی کرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۸۷به خاک راه تو هرکس که جبهه سایی کرد
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۸۸ز رفتن تو دل خاکسار رفت به گرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۸۹دل غریب مرا بوی گل بجا آورد
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۹۰دم مسیح دل دردمند ما نخورد
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۹۱ز عشق رشته جانی که پیچ و تاب نخورد
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۹۲دل شکسته من درد را دوا گیرد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.