پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۹۰

دم مسیح دل دردمند ما نخورد

اگر هلاک شود بازی دوا نخورد

تو ای که از دم عیسی فسانه پردازی

بهوش باش که بیمار ما هوا نخورد

بهشت در قدم مرد عاقبت بین است

کسی که رو به قفا می رود قفا نخورد

به لاله طعنه مستی چه می زنی صائب؟

میسرست قدح خوردنش، چرا نخورد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۹۲دل شکسته من درد را دوا گیرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۹۳عنان آه چسان جسم ناتوان گیرد؟
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۹۴ز می مرا تب لرز خمار می‌گیرد
  4. غزل شمارهٔ ۳۷۹۵غزال چشم تو ره بر پلنگ می گیرد
  5. غزل شمارهٔ ۳۷۹۶ز یاد عیش مرا سینه زنگ می گیرد
  6. غزل شمارهٔ ۳۷۹۷ز ناقصان خرد من کمال می گیرد
  7. غزل شمارهٔ ۳۷۹۸ملال در دل آزاده جا نمی گیرد
  8. غزل شمارهٔ ۳۷۹۹نه پشت پای بر اندیشه می توانم زد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.