پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷۹۵

غزال چشم تو ره بر پلنگ می گیرد

حباب بحر تو باج از نهنگ می گیرد

بود مصاف تو ای چرخ با شکسته دلان

همیشه شیر تو آهوی لنگ می گیرد

مکش سر از خط تسلیم عشق کاین صیاد

به دام موج ز دریا نهنگ می گیرد

چه طالع است که شیرازه سفینه من

مزاج اره پشت نهنگ می گیرد

به چشم جوهریان آب چون نگرداند؟

ز آب این گهر آیینه زنگ می گیرد

ز قید عقل، مرا هر که می کند آزاد

اسیری از کف اهل فرنگ می گیرد

درین دیار چه لنگر فکنده ای صائب؟

چه قیمت آینه در شهر زنگ می گیرد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۷۹۷ز ناقصان خرد من کمال می گیرد
  2. غزل شمارهٔ ۳۷۹۸ملال در دل آزاده جا نمی گیرد
  3. غزل شمارهٔ ۳۷۹۹نه پشت پای بر اندیشه می توانم زد
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۰۰ز کاوش دلم آزار رنگ می بازد
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۰۱به دور حسن تو با گلستان که پردازد؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۰۲چو تیغ او به جبین چین جوهر اندازد
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۰۳بهار را چمنت مست رنگ و بو سازد
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۰۴دل مرا نگه گرم یار می سازد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.