پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۰۰

ز کاوش دلم آزار رنگ می بازد

به پای من چو رسد خار رنگ می بازد

اگر ز نغمه سیراب، پرده بردارم

هزار غنچه منقار رنگ می بازد

نسیم شوخ می پرده در چو تند شود

به سینه غنچه اسرار رنگ می بازد

به او چه از دل خونین خود سخن گویم؟

که حرف بر لب اظهار رنگ می بازد

شکسته رنگ نگشتی ز عشق، ای بیدرد

ز عشق، چهره دیوار زنگ می بازد

ز ساده لوحی اگر با رخش حریف شود

گل شکفته (چه) بسیار رنگ می بازد

کسی چه تحفه به بازار روزگار برد؟

که گل ز سردی بازار رنگ می بازد

اگر به صورت دیبا نگاه تلخ کنی

ز چهره تا گل دستار رنگ می بازد

چه حرف از گل تسبیح می زنی صائب؟

خمش که سنبل زنار رنگ می بازد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۰۲چو تیغ او به جبین چین جوهر اندازد
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۰۳بهار را چمنت مست رنگ و بو سازد
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۰۴دل مرا نگه گرم یار می سازد
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۰۵کسی که خرده خود صرف باده می سازد
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۰۶ز آه من دل سنگین یار می لرزد
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۰۷دل شکسته عاشق به آه می لرزد
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۰۸ز شمع شهپر پروانه ها اگر سوزد
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۰۹ز گرمی نگهت آب در گهر سوزد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.