پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۰۵

کسی که خرده خود صرف باده می سازد

ز زنگ آینه خویش ساده می سازد

حضور روی زمین فرش آستان کسی است

که لوح خویش چو آیینه ساده می سازد

عنان به دست قضا ده که موج را دریا

به یک تپانچه کف بی اراده می سازد

ز چوب منع چه پرواست خیره چشمان را؟

که برق ره به نیستان گشاده می سازد

شکوه حسن تو خورشید را ز توسن چرخ

به یک اشاره ابرو پیاده می سازد

دل پری است مرا از جهان که سایه من

اگر به سیل فتد ایستاده می سازد

به آه گرم تواند کسی که زور آورد

کمان سخت فلک را کباده می سازد

به برق و باد نیاید ز شوق همراهی

کجا سوار به پای پیاده می سازد؟

به قسمت ازلی هرکه خواهد افزاید

به کاوش آب گهر را زیاده می سازد

عنان نفس به دست هوا مده کاین سگ

نگشته هرزه مرس با قلاده می سازد

دل گرفته ما را ز همرهان صائب

که غیر ناله و افغان گشاده می سازد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۰۷دل شکسته عاشق به آه می لرزد
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۰۸ز شمع شهپر پروانه ها اگر سوزد
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۰۹ز گرمی نگهت آب در گهر سوزد
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۱۰نفس به سینه ام از اضطراب می سوزد
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۱۱نگه ز دیدن رخسار یار می سوزد
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۱۲مرا ز باده گلگون دماغ می سوزد
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۱۳به روی خوب تو هرکس ز خواب برخیزد
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۱۴نگه ز دیده من اشکبار برخیزد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.