پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۱۲

مرا ز باده گلگون دماغ می سوزد

چو لاله باده من در ایاغ می سوزد

ز می چراغ دگرها اگر شود روشن

مرا ز باده روشن دماغ می سوزد

به عشق لاله عذاران علاقه ای است مرا

که من کباب شوم هر که داغ می سوزد

ز بیکسی به جز از داغ ناامیدی نیست

مرا کسی که به بالین چراغ می سوزد

برد به خرمن مقصود ره سبکسیری

که همچو برق نفس در سراغ می سوزد

دگر کدام گل آتشین شکفته شده است؟

که عندلیب ز بیرون باغ می سوزد

سیاهی از شب عاشق نمی برد زحمت

اگرچه شب همه شب چون چراغ می سوزد

مرا ز نشو و نما نیست بهره، ابر بهار

عبث به تربیت من دماغ می سوزد

بود ملال به مقدار مال هرکس را

به قدر روغن خود هر چراغ می سوزد

خیال روی که صائب مراست در دل گرم؟

که اشک چون گهر شبچراغ می سوزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۱۴نگه ز دیده من اشکبار برخیزد
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۱۵بغیر خط که ز رخسار یار برخیزد
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۱۶چه غم ز سینه به یاد وصال برخیزد؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۱۷ازین بساط کسی شادمانه برخیزد
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۱۸ز جلوه تو چو سیلاب الامان خیزد
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۱۹به ناله ای ز دل ما چه درد می خیزد؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۲۰همیشه از دل من آه سرد می خیزد
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۲۱به گریه کی ز دل من غبار می خیزد؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.