پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۱۵

بغیر خط که ز رخسار یار برخیزد

که دیده است ز آتش غبار برخیزد؟

چنین که من شده ام پا شکسته، هیهات است

که گرد من ز ره انتظار برخیزد

اگر به سبزه خوابیده بگذری چون آب

به پیش پای تو بی اختیار برخیزد

فتد ز سیلی باد خزان به خاک چو برگ

ز خاک هرچه به فصل بهار برخیزد

چنین که گرد حوادث ز هم نمی گسلد

چسان ز آینه دل غبار برخیزد؟

مرا ز خواب گران قد خم برانگیزد

ز زیر تیغ اگر کوهسار برخیزد

مدار دست ز دامان بیخودی صائب

که هرکه مست فتد هوشیار برخیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۱۷ازین بساط کسی شادمانه برخیزد
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۱۸ز جلوه تو چو سیلاب الامان خیزد
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۱۹به ناله ای ز دل ما چه درد می خیزد؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۲۰همیشه از دل من آه سرد می خیزد
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۲۱به گریه کی ز دل من غبار می خیزد؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۲۲ز جوش نشأه ز مغزم بهار می خیزد
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۲۳به می غم از دل افگار برنمی خیزد
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۲۴لبت ز خنده دندان نما گهر ریزد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.