پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۲۴

لبت ز خنده دندان نما گهر ریزد

تبسم تو در آب گهر شکر ریزد

اگر ز سوز دل خود حکایتی گویم

ز چشم شعله، روان گریه شرر ریزد

نظر ز سوزن مژگان یار می دوزم

به چشم آبله ام چند نیشتر ریزد؟

اگر فتد به غلط راه بر گلستانت

ز شاخ گل به سرت عندلیب زر ریزد

مرا به خلوت شرم و حجاب او مبرید

به جوی شیر چه لازم کسی شکر ریزد؟

صدف نیم که دهن واکنم به ابر بهار

به جای قطره اگر بر لبم گهر ریزد

ستم به قدر هنر می کشند اهل هنر

به شاخ، سنگ به اندازه ثمر ریزد

به روی بحر توکل نه آن سبکسیرم

که شیشه در ره من موجه خطر ریزد

دم مسیح و لب خضر خاک می بوسند

چو زلف جوهر تیغ تو تا کمر ریزد

چنان به درد بگریم ز کاوش مژه اش

که خون مرگ ز مژگان نیشتر ریزد

نظر ز چهره شیرین یار می پوشد

به روی آینه تا کی کسی گهر ریزد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۲۶عرق نه از رخ آن گلعذار می ریزد
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۲۷ز جلوه تو دل روزگار می ریزد
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۲۸به عارض تو که رنگ نگاه می ریزد؟
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۲۹فغان ز سینه آسوده محشر انگیزد
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۳۰ترا که روی به خلق است از خدا چه رسد؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۳۱شراب لعل به آن لعل جانفزا نرسد
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۳۲به گرد گریه من ابر درفشان نرسد
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۳۳ز آه کام دو عالم مرا مهیا شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.