پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۲۳

به می غم از دل افگار برنمی خیزد

به آب از آینه زنگار برنمی خیزد

ز داغ نیست دل دردمند من خالی

که شمع از سر بیمار برنمی خیزد

مجو ملایمت از مردم خسیس نهاد

که بوی گل ز خس و خار برنمی خیزد

کدام سرد نفس در میان این جمع است؟

که مهرم از لب گفتار برنمی خیزد

شکسته تو عمارت پذیر نیست چو ماه

فتاده تو چو دیوار برنمی خیزد

به آب هرزه درا تهمت است همواری

صدا ز مردم هموار برنمی خیزد

شده است عام ز بس قحط خنده شادی

صدای کبک ز کهسار برنمی خیزد

به محفلی که خوشامد فسانه پردازست

ز خواب، دولت بیدار برنمی خیزد

چگونه پشت لب یار سبز شد از خط؟

گیاه اگر ز نمکزار برنمی خیزد

گذشت حشر و همان خواب خواجه سنگین است

ز خاک زود گرانبار برنمی خیزد

گهر شود چو صدف در زمین قابل تخم

ز خاک میکده هشیار برنمی خیزد

نمی شود به زر و سیم حرص مستغنی

به گنج پیچ و خم از مار برنمی خیزد

اگر نه سرمه خواب است تیرگی صائب

چرا ز خواب، سیه کار برنمی خیزد؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۲۵ز جلوه تو دل آسمان فرو ریزد
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۲۶عرق نه از رخ آن گلعذار می ریزد
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۲۷ز جلوه تو دل روزگار می ریزد
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۲۸به عارض تو که رنگ نگاه می ریزد؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۲۹فغان ز سینه آسوده محشر انگیزد
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۳۰ترا که روی به خلق است از خدا چه رسد؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۳۱شراب لعل به آن لعل جانفزا نرسد
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۳۲به گرد گریه من ابر درفشان نرسد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.