پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۲۸

به عارض تو که رنگ نگاه می ریزد؟

که زهر ازان مژه های سیاه می ریزد

ستاره در قدم صبح آفتاب شود

خوشا دلی که در آن جلوه گاه می ریزد

مرا ز خار ملامت کسی که ترساند

به راه کاهربا برگ کاه می ریزد

توان ز دست و دل سرد یافت حال مرا

ز برگهای خزان دیده آه می ریزد

شکسته ای که گرفتار خط مشکین است

چو خامه از مژه خون سیاه می ریزد

نفس دریغ مدار از نفس گداختگان

ترا که تا به کمر زلف آه می ریزد

طمع مدار ز دندان ثبات در پیری

که این ستاره درین صبحگاه می ریزد

خطای اهل هوس را صواب می داند

همان که خون مرا بی گناه می ریزد

نفس درازی صائب ز سینه چاک است

به قدر شق ز قلم مد آه می ریزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۳۰ترا که روی به خلق است از خدا چه رسد؟
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۳۱شراب لعل به آن لعل جانفزا نرسد
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۳۲به گرد گریه من ابر درفشان نرسد
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۳۳ز آه کام دو عالم مرا مهیا شد
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۳۴شکوفه از افق شاخسار پیدا شد
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۳۵ز طرف روی تو خط سیاه پیدا شد
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۳۶زخط عذار تو بی آب وتاب خواهد شد
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۳۷اگر چنین سخن ما بلند خواهد شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.