پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۳۱

شراب لعل به آن لعل جانفزا نرسد

که آب تلخ به سرچشمه بقا نرسد

اثر ز گرمروان بر زمین نمی ماند

به گرد آتش این کاروان صبا نرسد

کجا رسد دل بی دست و پای ما ز تلاش

به خلوتی که به بال ملک دعا نرسد

فغان که سرکشی و ناز را دو ابرویش

گذاشته است به طاقی که دست ما نرسد

ز مال رزق حریصان بود غبار ملال

که غیر گرد ز گندم به آسیا نرسد

جگر گداز بود زردرویی منت

خدا کند که مس ما به کیمیا نرسد

همان ز مردم هموار می کشم خجلت

به خاکساری من گرچه نقش پا نرسد

سپند خال ازان دایم است پابرجا

که چشم زخم به آن آتشین لقا نرسد

خموش باش اگر پخته گشته ای که شراب

ز جوش تا ننشیند به مدعا نرسد

تمام نیست عیار کسی که چون خورشید

به ذره ذره فروغش جدا جدا نرسد

میان ساختن و سوختن تفاوتهاست

به گرد خاک ره یار توتیا نرسد

ز چار موجه به ساحل نمی رسد صائب

سبکروی که به سر منزل رضا نرسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۸۳۳ز آه کام دو عالم مرا مهیا شد
  2. غزل شمارهٔ ۳۸۳۴شکوفه از افق شاخسار پیدا شد
  3. غزل شمارهٔ ۳۸۳۵ز طرف روی تو خط سیاه پیدا شد
  4. غزل شمارهٔ ۳۸۳۶زخط عذار تو بی آب وتاب خواهد شد
  5. غزل شمارهٔ ۳۸۳۷اگر چنین سخن ما بلند خواهد شد
  6. غزل شمارهٔ ۳۸۳۸وفا طلب زجهان فنا نباید شد
  7. غزل شمارهٔ ۳۸۳۹به روی گرم تو آیینه تا برابر شد
  8. غزل شمارهٔ ۳۸۴۰ز باده چهره ساقی جهان دیگر شد
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.